X
تبلیغات
تکنولوژی آموزشی - اختلالهای رفتاری (خلاصه فصل 11- روانشناسی عمومی- گنجه ای)

تکنولوژی آموزشی

ٍEducational technology

اختلالهای رفتاری (خلاصه فصل 11- روانشناسی عمومی- گنجه ای)

 

اختلالهای رفتاری ( بی نظمی های که در رفتار دیده می شود)

 

سلامتی :

حالتی که فرد خود را خوب، قوی و مطمئن احساس می کند. یک مفهوم فردی است و در حقیقت سازگاری و  تعادل بین ارگانیسم فرد و محیط  است.

کسی سالم است که تعارضهای خود را حل کند و در مقابل ناکتمی ها استقامت داشته باشد.

روانشناسان فردی را از نظر روانی سالم می دانند که :

1-      فعالیت های او در اجتماع مورد قبول باشد.

2-      به فعالیت های خود علاقه نشان دهد و از زندگی خود راضی باشد.

مثال: انسان بهنجار: فردی که شغل شرافتمندانه ای دارد و به حقوق دیگران احترام می گذارد.

بیماری:

یعنی بهم خوردن سلامتی. ضعف در مقاومت بدن در مقابل مسمومیت ها و عفونت ها و حل تعارض های روانی.

بیمار کسی است که از نظر روانی پس­رفت می کند. بیماری برای برخی لذت بخش است زیرا از مسئولیت شانه خالی می کنند.

مثال: انسان نابهنجار: اختلال رفتاری دارد، نظم عمومی زندگی خود و دیگران را بهم می زند یا مبادرت به خود کشی می کند.

معیارهای تشخیص سلامتی و بیماری:

  • آرمانی (ایده آلی) : سلامتی یا به هنجاری یعنی مطابقت با قاعده یا قانونی که از هر جهت در حد مطلوب است.
  • آماری : سلامتی یعنی میانگین، فردی که از هر جهت در حد متوسط قرار دارد. بیماری در این معیار یعنی فاصله (کمتر یا بیشتر) از میانگین. مثال: کودک بیش از حد لاغر و یا بیش از حد چاق. مبنای این معیار مقایسه است به همین جهت عیب معیار آماری این است که تنها در موارد قابل اندازه گیری کاربرد دارد و در زمینه های کیفی جنبه مجازی داشته و علمی نخواهد بود.

 

بیماری های روانی با 2 علت تقسیم بندی می شوند:

1-      کنشی (عملکردی): آنهایی که علت عضوی ندارند، یعنی اندام ها سالمند اما وظیفه خود را خوب انجام نمی دهند. و در سازگاری با محیط مشکل دارند.

2-      عضوی: در اثر معیوب شدن قسمتی از مغز یا سیستم عصبی بوجود می آید.

 

بیماری های روانی از نظر شدت و ضعف به 2 گروه:

·         نوروزها

·         سایکوزها

تقسیم می شوند.

 

نوروز چیست؟

 

جزء اختلالات رفتاری کنشی است (یعنی برای آن علت زیستی شناخته شده وجود ندارد). عملکرد های اصلی شخصیت را در بر نمی گیرد و فرد بدان آگاهی دارد. به نوروز های روانی سایکونوروز گویند که برای راحتی آنرا نوروز می نامیم.

انواع رایج نوروز: اضطراب، وسواس، ترسهای مرضی (phobia)، هیستری.

 

ویژگی های افراد نوروتیک:

1-      خود را ناراحت احساس می کنند.

2-      نقش اجتماعی خود را از یاد می برند.

3-      در مقابل دیگران حالت پرخاش دارند. (مسخره کردن)

4-      در مقابل خود پرخاش دارند. (خود کشی)

5-      خواب هایشان اختلال دارد. (پرخوابی یا کم خوابی)

6-      روابط جنسی آنها مختل است. (نا توانی، اجتناب از ارضای نیاز جنسی)

7-      خسته به نظر می رسند.

جنبه های مشترک نوروزها:

1-      فرد کنترلی روی نیروهای خود ندارد. این نیرو ها در عقده ها، خودکم بینی ها، وسواسها و اضطراب ها ریشه دارد.

2-      فرد نوروتیک با مشکلات مبارزه نمی کند و سعی در سازش با آنها دارد.

3-      قربانی تعارضهای درونی خود است. (اگر بین نیرو های غریزی(نهاد) و نیروهای اخلاقی (من برتر) تعارض وجود داشته باشد اختلال رفتاری بوجود خواهد آمد. مثال سگ در آزمایش پتولف)

4-      در اضطراب دائمی به سر می برد.

5-      اغلب حرکات کودکانه دارد و به شیوه کودکی رفتار می کند.

6-      نمی تواند با واقعیت یا اجتماع خود سازگاری داشته باشد.

نوروزهای کودکی:

عدم تعادل در کودکان زودتر آشکار شده و مداوای آن آسانتر است و باعث عدم تشدید نوروز در بزرگسالی می شود. هو نشانه جسمی و هم نشانه روانی دارند:

1-      روانی: نسبت به سن خود بی تحرک است، خشک و انعطاف ناپذیر گاهی لجباز و پر توفع و اغلب به صورت غیر طبیعی با محیط مخالفت می کند. گاهی به صورت فردی سرکش و گاهی بیش از حد کمرو و تنبل جلوه می کند.

2-      جسمی: شب ادراری، لکنت زبان، تیک (پرش عضله)

عدم تعادل پدر و مادر نیز می تواند دلیل نوروتیک بودن کودک باشد و این امر بسیار شایع است. همچنین عدم آشنایی با اصول تعلیم و تربیت نیز می­تواند کودک را به عدم تعادل برساند.

علت های رایج نوروزهای کودکی:

نقش عقده اًدیپ و عقده اختگی از علت های نوروز کودکی است.

عقده­ی اًدیپ: یعنی تمایل جنسی کودک به والد مخالف جنس خود. فروید بررسی کرد، اًدیپ به دو صورت تجلی می کند: علاقه­ی پسر به مادر و تنفر او از پدر، علاقه دختر به پدر و تنفر او از مادر. او این تمایل را عقده­ی الکترا نامید.

 

* اًدیپ در اساطیر یونان کسی بود که ناآگاهانه پدر خود را کشت و با مادر خود ازدواج کرد.

این عقده پس از 6 سالگی بر اثر مکانیسم همانند سازی از بین می رود.

عقده اختگی: یعنی ترس از دست دادن آلت تناسلی. گاهی پدر و مادر با ناآگاهی به تشویق جنس مخالف می پردازند مثلاٌ می گویند "تو مرد هستی!" این سرخوردگی همچنین پس از تولد نوزاد دوم نیز در خانواده ظاهر می شود و گاهی افراد قابلیت درک حس حسادت در کودکان و حل این مساله در آنان را ندارند. گاهی این عدم ناسازگاری ها باعث می شود فرد برای جلب محبت خود را به بیماری بزند و یا رفتارهای مودکانه از خود نشان دهد. هر یک از آنها می تواند پایه نوروزهای بزرگسالی از قبیل: تعارضهای جنسی، اخلاقی، فلسفی و ... گردد.

درمان نوروزهای کودکی:

عموماً نوروزها در کودکی عمق چندانی ندارد. به همین دلیل با چند جلسه مشاوره برای والدین می توان این ریشه را قطع کرد. همچنین برای کودک می توان از شیوه های عملی ماننده: نقاشی، خیمه شب بازی و .... استفده کرد تا از طریق آنها فرد عقده های سرکوب شده­ی خود را فراافکنی(خالی کردن) کند.

نوروزهای بزرگسالی:

در بزرگسالان عموماً نوروزها، ماهیت عاطفی دارند.حالت یک بزرگسال نوروتیک مثل این است که قسمتی از شخصیت او بگوید بلی و قسمتی دیگر بگوید خیر. رایجترین نوع نوروز اضطراب است. نوروز عموماً اختلالات جسمی نیز به همراه دارد. مثل: گوارشی (ذخم معده)، دستگاه غدد (تیروئید و مرض قند)، تنفسی (آسم)، پوستی (کهیر و اگزما).

صفات مشترک نوروزها در بزرگسالان: نارضایتی عاطفی، نارضایتی جنسی، تمایلات جنسی متفاوت با اعتقادات خود و ...

علت نوروزها در بزرگسالی:

1-      آمادگی های جسمی، از قبیل: توارثی، سیفلیس، همخونی، الکسیم و ...

2-      علت های جسمی مثل: مسمومیت، غفونت، ضعف و ...

3-      تعارض های درونی که 90 درصد ریشه در تعلیم و تربیت دارد. به صورت احساس گناه، وسواس و تردید است.

4-      اختلالهای دوران کودکی، بیمار در سازگاری های دوران بزرگسالی عاجز می­ماند و از نظر عاطفی در کودکی تثبیت شده است.

 

نوروزهای مهم:

 

1-     آسنتی و نواستنی:

آستنی یعنی ضعف عصبی یا کمبود نیرو. هنگامی که از خواب بیدار می شوند شدیداً احساس خستگی دارند. تمرکز ححواس ندارند. احساس می کنند سرشان پوک است. اعلائم افسردگی زیادی دارد به همین دلیل اغلب با آن اشتباه گرفته می شود.

علتها: کار زیاد، محیط اجتماعی یا خانوادگی خسته کننده، بهبود پس از بیماری گریپ، مسمومیت ها و کمبود ویتامین.

نوراستنی، یعنی ضعف عصبی دائم، سستی کلی دستگاه عصبی. در این بیماری سیستم سمپاتیک و پارا سمپاتیک نظم خود را از دست می دهد.

نشانه های کلی نوراستی: خستگی زیاد، احساس ناتوانی جسمی، خستگی عصبی، ماهیچه ای و مغز. بیمار صبح پس از بیدار شدن خود را ضعیف و خشمگین احساس می کند. بعد از ظهر رو به بهبود می رود و شب سرحال می شود.

 

 

2-      اضطراب:

 افراد باهوش اضطراب دارند و اضطراب برای افرادی که فکر می کنند طبیعی است. انسان عادی به مقداری اضطراب نیاز دارد تا به فعالیت مجبور شود. اضطراب زمانی مساله ساز می شود که از تحمل انسان فراتر می رود.

اضطراب مرضی: این اضطراب نه تنها صاحب خود بلکه عمل او را نیز تخریب می کند. جلوه های جسمی به همراه دارد، مثل: رنگ پریدگی، لرزش، ضربان قلب سریع، تشنج، خشکی دهان و ... . اضطراب و ترس عموماً همراه همند.

فرق ترس و اضطراب: ترس عبارت از واکنشی است که در مقابل یک خطر واقعی رخ می دهد، اما اضطراب حاصل واکنش به خطری است که وجود خارجی ندارد. با این حساب اضطراب کاملاً خیالی نیست و بر اثر یک ترس درونی صورت می گیرد.

3-      وسواس:

 دو دلی در کارها و تردید موجود در ضمیر انسان. اندیشه ای دائم است که در ذهن حضور دارد و غالباً رنج آور است. وسواس اندیشه ای سمج، دردآور و مولد اضطرابهای شدید است. فرد وسواسی در حال نبرد بر سر دلیل و وسواس است.

درمان وسواس: روش رونکاوی روش مفیدی است. با در نظر گرفتن زندگی فرد و همه موقعیت های اجتماعی، انوادگی، مزهبی و ... باید بین روانشناس و بیمار صمیمیت ایجاد شود.

4-      ترسهای مرضی:

 نوعی وسواس است.عبارت است از یک اندیشه، یک شئ یا یک موقعیت معین.

انواع مختلف ترس مرضی: ترس از مکان های عمومی و باز، ترس از مکان های بسته، ترس از سکته کردن، ترس از سرخ شدن و خجالت کشیدن، ترس از سرایت بیماری، ترس از بیمار شدن و ...

5-     هیستری:

 معمولاً به صورت بیماری جسمی تجلی پیدا می کند. از نشانه های آن، دردهای مختلف، اضطراب، اختلال شوارشی، اختلال در روابط جنسی، عصبانیت و ... حالتی که بیماری روانی در جسم تجلی پیدا می کند را هیستری تبدیلی گئیند که نشانه های آن: بی حسی، بی هوشی، کوری، فلج، اختلال در راه رفتن، از دست دادن حافظه و ... است .

هیستری در یونانی یعنی رحم. این بیماری، اکتسابی و گذرا و یا ارثی و دایمی است. و ممکن است در هر سنی بروز کند.

6-      پارانویا:

 از جلوه های پارانویا می توان به عدم تعادل روانی خفیف تا سایکوزهای شدید و توهمات اشاره کرد. در زبان عامیانه پارانویا کسی است که "جنون خودبزرگ بینی" و جنون جور و ستم" دارد. بیماری پارانویا بیماری تغییر شکل شخصیت است. شخص مبتلا غرور نامحدود دارد که گاهی آن را در زیر تواضع ظاهری و ریاکارانه پنهان می کند، همیشه طلب کار است و دارای خود رایی و خود محوری است. او در خیلی مواقع اظهار می کند که خود را اصلاح می کند در حالی که قبول ندارد در رفتار خود نقصی وجود داشته باشد.

پارانویی ها اقلب به جاهای بالایی از نظر اجتماعی می رسند و اینجاست کخ تعصب گرایی و دیکتاتوری در عقاید آنها رواج می یابد.  و در کل انسانهای پارانویی متکبر و دروغگو و سلطه گر هستند.

کودک پارانویی، خود را زود نشان میدهد، پرتوقع و زورگو و عبوس است. برای او غیر ممکن است که بتواند از نظم گروهی پیروی کند. این نوع پارانویی در نوجوانی به صورت فرار و سرکشی های اجتماعی و همچنین بزهکاری می انجامد.

سایکوز چیست؟

تفاوت نوروز و سایکوز بر درجه آگاهی شخص از حالت خود مبتنی است. انسان سایکوتیک با واقعیت بی گانه است و نمی تواند از حالت خود انتقاد کند زیرا به حالت خود آگاهی ندارد. (سایکوز یک اختلال شدید روانی است که در آن ارتباط بیمار با واقعیت

قطع می شود. این بیماران به اختلال شخصیتی خود آگاهی ندارند و در دنیای کاملاً اختصاصی دانیایی که در آن قدرت مطلق دارند به سر می برند به همین علت باید بستری شوند.)

مثال: فردی را نظر بگیرید که توهمم دارد و شیطان را جلوی خود می بیند. اگر او قبول کند که این توهم پوچ و بی اساس است نوروتیک خواهد بود، اما اگر خیال کند که واقعاً شیطان را می بیند، سایکوتیک به حساب می آید.

سایکوزهای مهم:

1-      اسکیزوفرنی:

اسکیزوفرنی یعنی با واقعیت قطع رابطه کردن. انسان اسکیزو فرن در رویای درونی زندگی می کند و ارتباطش با عالم واقعیت بریده شده است. ادا و اطوارها، حرکات چهره کاملاً غیرعادی است. غریزه­ی حفظ ذات در او کاهش یافته. توهماتی دارد که انها را باور کرده و گاهی با یک مخاطب نامروی صحبت می کند. بیمار می تواند مدتهای زیادی خود را تحت شرایط بسیار دشوار نگه دارد.

اسکیزوفرن ها عموماً خلاقیت های بسیار جالبی دارند. و از نظری هنری قادر به خلق آثار سمبلیک و جالبی هستند.

نوجوانی و اسکیزوفرنی: در اکثر مواقع اسکیزوفرنی از آغاز سن بلوغ ظاهر می شود.

ردیابی اسکیزوفرنی کار دشواری است. کسی که فرد باهوشی است ناگهان رو به سردی می گذارد و دیگران بی اطلاع، او را تنبل و بی اراده می نامند. زندگی این فرد به سردی گرایش پیدا کرده . آنچه جلوه می کند، بی هدفی، انزوا و سردی است.

درمان اسکیزوفرنی: دراکثر مواقع بستری کردن الزامی است. زیرا ماهیت اسکیزوفرنی غیرقابل نفوذ است. اما گاهی شوک الکتریکی یا تزریق می­تواند اثر بخش باشد. گاهی از طریق سمبل هایی که می سازند می توان با آنها ارتباط بر قرار کرد.

2-     مانیک- دپرسیو

از نوع بیماری های ادواری به حساب می آید ویژگی های زیر را داراست:

دوره های مانی: سرخوشی، شور و شوق، جوش و خروش، زنده دلی، سرحالی.

دورهای دپرسیون: افسردگی، غم، عدم فعالیت، بی علاقه گی و دلسردی

·         دوره­ی مانی: رفتار های فرد سرشار از شادی و سرخوشی است. دائم شوخی های بیمزه می کند و جملاتی از قبیل "از خنده روزه بر شدیم" "از خنده ترکیدیم" و ... به زبان می آورد. همه چیز و همه کس را مسخره می کند. شوخی های خلاف عفت می کند. گاهی زوزه می کشد. مدفوع خود را به در و دیوار می مالد و ...

·         دوره­ی دپرسیون: بعد از طغیان های دوره مانی دوره افسردگی ظاهر می شود. بیمار روی خط مالیخولیایی می افتد، یعنی غم و فقدان شوق زندگی. از خوردن غذا امتناع می کند.در این دوره خطر قتل و خود کشی بسیار زیاد است. اغلب با توهم همراه است و صداهایی می شنود که او را به مرگ فرا می خواند.

درمان مانیک- دسپرسو: جزء بیماری های توارثی است. برخی روان شناسان معتقدند در اثر بی نظمی عضوی یا کنشی پایه­ی مغز (ناحیه ای که آن را هیپوتالاموس در آنجا قرار دارد.) ایجاد می شود. عواملی که ممکن است در بوجود آمدن بیماری نقش داشته باشند، شامل: تصادف، جراحی های مغزی، شوک های هیجانی، ترشح غدد درون ریز. عادات ماهیامه، بلوغ، حاملگی و سقط جنین است. با ترشح غدد درون ریز نواحی هیپوتالاموس عفونت کرده و آسیب پذیر می شود.

دوره های این بیماری ممکن است طولانی (شخصی در طول زندگی فقط یکبار دچار شود) و بعضی کوتاه (سالی یکبار. بعضی ممکن است فقط دچار مانیک یا فقط دچار دپرسیون شود.

به سوالات صفحه­ی 258 و 259 و 260 جواب دهید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 9:34  توسط نسرین شکوری  |