آموزش مبتنی بر سیستم- استاد رئیس دانا
فصل سوم (بازده های آموزشی)
بهترین راه برای طراحی آموزشی کارکردن برعکس یا مهندسی معکوس (Reverse engineering)یعنی حرکت از بازده های مورد انتظار است. دلیل اساسی طراحی آموزشی ممکن ساختن دستیابی به مجموعه هدف های نهایی آموزش و پرورش است. هدف های نهایی و یا غایت های آموزشی فعالیت های آموزشی است که به کارکرد های یک جامعه همچنین کار کردن یک فرد در جامعه کمک می کند که آن از طریق آموزش و یادگیری انجام می پذیرد. انعکاس نیازهای اجتماعی در اهداف آموزشی به صورت عبارت های متفاوتی بیان شده اند. که طبقه بندی فعالیت های انسان را توصیف کند. یک هدف اموزشی ترجیح دارد به صورت زیر بیان شود:
" انجام آن فعالیت هایی که تندرستی انسان را حفظ می کند " نه آنکه بگوییم هدف " تندرستی " است. در واقع مجموعه قابلیت های انسانی باید تعریف شود و این قابلیت ها انواع فعالیت هایی را که در اهداف آموزشی بیان می شود، ممکن می سازد. این قابلیت ها هستند که می تواند هدف های آموزشی را تنظیم کند.
برنامه ریزی آموزشی گاه برای یک تک درس و گاه برای بخش های بزرگ تری مانند موضوع یا دوره انجام می پزیرد. اگر درس ها بر حسب هدف ها توصیف شوند از ابهام در معنی درس هایی که عناوین مختلف دارند جلوگیری می شود. آیا برای هر کدام از هدف های بی شمار یک موضوع درسی باید برنامه ریزی جداگانه انجام داد؟ یا می توان انجام این کار را کاهش دهیم. برای پاسخ گویی به این سوال باید فکر کرد که بین مطالب مختلفی که باید یاد گرفته شود، چه وجوه مشترکی وجود دارد. برنامه ریزی آموزشی می تواند با تخصیص هدف های یادگیری به 5 طبقه اصلی قابلیت های انسانی به میزانی ساده شود. البته ممکن است خرده طبقاتی هم موجود باشد.
5 طبقه بازده های یادگیری:
عملکرد هایی که به عنوان بازده یادگیری مشاهده می شوند قابلیت ها (Capabilities) گفته می شود.
- مهارت های ذهنی: (Intellectual skills) مهارت های ذهنی، انسان را قادر می سازد تا با محیط خود بر حسب نماد ها و مفهوم سازی ها کنش متقابل داشته باشد. یادگیری انسان ها در سالهای اولیه مدرسه با خواندن (Reading) نوشتن (Writing) و حساب (Arithmetic) شروع می شود. و پیشرفت آن تا هر سطحی که با علایق و استعدادهای فرد هم ساز باشد ادامه می یابد. مانند پیش بینی تورم در جامعه یا محاسبه میزان فشاری که بر پایه یک پل وارد می شود. یادگیری مهارت ذهنی به معنی یادگیری چگونگی انجام کاری از نوع ذهنی است.
- راه برد های شناختی (Cognitive Strategies) : راه برد های شناختی از انواع مهم مهارت ها هستند که یادگیری فراگیر، مثل یادآوری و تفکر او را اداره می کند. راهبرد های شناختی روش های درونی را که فرد برای رسیدن به اصل مسئله به کار می برد کنترل می کند. عبارت راهبرد شناختی ابتدا توسط برونر (Brouner) بوجود امد و اسکینر (Skinner) آن را رفتار خود گردان (Self-management) نامید. چنین مهارت هایی برای توسعه دادن نیاز به زمان طولانی دارد. اگر یک راهبرد شناختی قبلاً یاد گرفته شده است، فراگیر آن را به عنوان شیوه ای برای حل مسئله انتخاب می کند.
مهارت های ذهنی اغلب به وسیله فراگیر به یاد آورده می شود و به مسئله نیز مربوط هستند. اما کاربرد این مهارت ها کافی نبوده و شیوه جستجوی راه حل باید توسط فراگیر به کار برده شود. این یک راه برد شناختی است که فراگیر بارها در موقعیت های گوناگون آن را تمرین کرده است.